عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

378

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

صدر الدين اشارت كرد تا امام جماعت شد « 1 » . صدر الدين از جانب دارالحكومه درآمد سرشارى داشت . گرداگرد او طبقات روشن‌انديش جمع شده بودند . صدر الدين يك سال بعد از وفات و دفن مولانا در سينهء پرمهر مردم ، درگذشت . در وصيت‌نامه‌اى كه پيش از مرگ آماده كرده بود ، خواسته بود كه او را در پيراهن محيى الدين بپيچند و بر روى قبر او سجادهء اوحد الدين را بگسترند . به شادى روح او هفتاد هزار لا إله الا الله نثار كنند . به هريك از اهل خانه‌اش صد درم بدهند كتابهاى مربوط به حكمتش را بفروشند و براى شادى روانش پول آن را به فقيران دهند و كتابهاى طب ، فقه و تفسير و حديث و كتب ديگرش را وقف كنند . به پيروانش وصيت مىكند كه " بعد از من معارف منوط به ذوق را از طريق مناقشه حل نكنيد . فقط بدانها بينديشيد كه معناى واضحى دارند و نيازى به تاويل ندارند . مشكلات خواه در سخنان من باشد و خواه در گفتار شيخ ما همه يكسان است . اين باب بعد از من فراز شده است . سخن هيچ‌كس را در باب ذوق نپذيريد . كسانى كه محضر محمد مهدى را - كه سلام من بر او باد - دريافتند ، معارف را از او بياموزند نه از غير . . . . . . . " « 2 » صدر الدين از وقوع فتنه‌اى خبر مىدهد و در وصيت‌نامهء خود مىافزايد كه : هركس بتواند ، به شام كوچ كند « 3 » . پس از مرگ صدر الدين پيروانش

--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ص 548 . ( 2 ) اين سند ارزنده را كه محتوى آراى طريقت اكبريه و محيى الدين و صدر الدين است ، مرحوم شرف الدين يالت‌قايا پيدا كرده و نسخه‌اى از آن را رونويسى كرده و بر ما لطف كرده بودند . عبارات فوق از روى آن سند ترجمه شده است . ( 3 ) مىنويسد : هركس عيالوار نيست ، به شام كوچ كند . زيرا در شهرهاى ديگر چنان فتنهء وحشتناكى به پا خواهد شد كه ساكنان آن شهرها به سختى جان سالم بدر خواهند برد ( عينا از وصيت نامهء مزبور نقل كرده‌ايم ) . در كتابخانهء اياصوفيهء استانبول در مجموعه‌اى به شمارهء 4849 رساله‌اى از شيخ صدر الدين دربارهء مهدى ( ع ) آمده است . اين رسالهء كوچك كه در پايان مجموعه -